1- ناگزیر یک سری الزامات اداره حکومت وجود دارد که در دنیا نیز رایج است. کسانی که وارد کار می شوند و در امر حکومت نقش جدی ایفا میکنند، از هر گروه و طیف که باشند ناگزیر روش های موجود را به کار می بندند و گاهی تغییراتی در آن می دهند.(از این نظر چپ و راست و متأسفانه احمدی نجاد سر وته یک کرباسند)

2- همچنین سایر افرادی که بیرون از دایره اداره نظام می افتند اگر طیف محبوبشان داخل دولت باشد، نظراتشان نسبت به ناهنجاری های دولت، تعدیل می شود و اگر دولت، محبوبشان نباشد، دهنش را به مراتب بدتر از قبل سرویس می کنند.

3- دولت احمدی نجاد شرایط منحصر بفردی را در مقایسه با دولت های پیشین خود دارد. بخشی از آن حاصل اجماع و فعالیت فوق العاده مخالفانش در امر تخریبش می باشد و بخشی ساخته و دست گل خود دولتمردان احمدی نجاد.(مشایی، رحیمی، کردان و ...)

4- آقای کردان آدم شناخته شده ایه. قضیه مدرک جعلی و دروغ گفتن و ... در مقابل شیوه های رایج ایشون در مدیریت و فعالیت، چیزی نیست. خیلی ها می دونن که برای حرمت مردم پشیزی ارزش قائل نبود و این مسأله هم مسأله صنفی و شخصی و حب و بغضی نیست. بلکه شیوه مدیریت و عملکرد ایشون در صدا و سیما که پر از فامیل بازی و همشهری بازی و حرمت شکنی و مصادره به مطلوب همه چیز از قبیل مقام و موقعیت و بیت المال و آبروی افراد و تهمت و دروغ برای پیشبرد اهداف شخصی و توسعه و بسط دامنه قدرت طلبی بوده و نه در حد یک اداره و سازمان. بلکه در ابعاد ملی!

5- دکتر علی لاریجانی مهم ترین مقصر داستان کردان است. کسی که عوضعلی کردان را تبدیل به دکتر علی کردان کرد، علی آقا لاریجانی بود. تمام گنده شدن این آدم و بسط نفوذش توی دوران لاریجانی صداوسیما بود که آقای کردان قدرتش از رئیس سازمان هم بیشتر بود!! حالا هم معلومه می آد بعد از تموم شدن کار کردان، می گه منم از اولش با این آدم مخالف بودم و حدس می زدم مدرکش از این هاوایی و ماستریخت و ... باشه!!!(بند اولی که گفتم)

6- امکان نداشت با شناختی که برخی از مجلسی ها مثل نوباوه و ... که با کردان از نزدیک کار کرده بودن، مجلس دفعه اول هم به کردان رأی اعتماد بده. ولی آقای دکتر احمدی نجاد با رندی منحصر بفردش، نقل قولی از بیت رهبری گفت که حجت بر همه مجلسیان تمام شد. که بعداً هم نقل قول های دیگری از بیت آمد که در روزنامه های رسمی کشور هم چاپ شد به این مضمون که اونجوریا هم که آقای رئیس جمهور گفتن، نبوده!!!

نتیجه گیری :

در اینکه آقای مشایی گاهی حرف هایی می زند که کوچکترین تدبیری در ایراد آنها لحاظ نشده، شکی نیست (اظهارنظر رهبری در مورد سخنان مشایی تنها یک روز پس از دفاع محکم رئیس جمهور از مشایی! یادآوری می گردد) انحصارطلبی و شیوه های غیراخلاقی در مدیریت اداری و مالی و ... کردان هم روشن است(مستند!). لذا اگر به قیمت چشم پوشیدن براین حقایق مسلم و پراهمیت و برجسته، بخواهیم از مظلومیت دولت نهم داد بزنیم، به کژراهه رفته ایم.