رفته بوديم مجموعه آسمان ري، واسهي تست هواپيمايي که بچهها سالها روش کارکردهبودن. درحين تست، يکي از بچهها با سر رفت توي بال و قسمتي از بال خورد شد! و تست به بادرفت. خيلي حالگيري شد. حالا توي اين هيروبيري، يکي از بچهها، رفتهبود سوار گلايدر* شه. اونقدر با هيجان، تعريف کرد که جوگيرشدم برم سوارشم. خوبيش اينه که با اينکه آدم محافظهکاري هستم، از ترس و هيجان استقبال ميکنم! اين گلايدر دو تا کابين داشت که با کابل (وينچ) روي باند کشيده ميشد تا ليفت* لازم براي بلند شدنش تأمينشه. بعد که هواپيما حدود 600 پا (حدود 200 متر) ارتفاع گرفت، وينچ جدا ميشد و هواپيما اصطلاحاً گلايد ميکرد. خلبان با اين هواپيما تا 90-80 درجه نسبت به افق زاويه ميگرفت (بنک* ميکرد) و در حدود دو الي سه جي (g)* شتاب تحمل میکرد. با اين گلايدر دايو* (شیرجه) رو هم تجربه ميکني و وقتي هواپيما جي ميکشه، ميتوني شتابِ جي رو با دندونات که به فکّت فشار ميآورن، درک کني. وقتي بنک 90 درجه ميزني و ميتواني زمين وسيع و دشت ورامين رو از کاناپي* ببيني، لذتي ميبري که هيچ وقت و هيچ جاي ديگه نميتونستي تجربهاش کني. دو بار سوار شدم و تو دفعه دوم خلبان اجازه داد چند دقيقهاي مثل آموزش رانندگيا! استيک* دست خودم باشه. لذت اين پرواز منحصر بفرد خيلي ارزونه و به شدت ميرزه. عکسا روعکاس محترم وقتي خودش سوار شد، گرفت. (به خط افق توجه کنيد) يه عکس ديگه از بنک و بازم يه عکس ديگه و عکس خودم و يه عکس دستهجمعي رو هم ميتونين ببينين.

گلايدر : هواپيماي بدون موتور
ليفت : نيروي بالابرنده يا نيروي برا
بنک : چرخش هواپيما حول محور خودش
جي (g) : واحد شتاب هواپيما بر حسب شتاب جاذبه زمين (g)
دايو : شيرجه به سمت زمين
کاناپي : درب شفاف محافظ کابين خلبان
استيک : وسيلهاي که خلبان بهوسيله آن هواپيما را کنترل ميکند. همان فرمان در اتومبیل!
پن1- بهدست آوردن بعضي چيزا خيلي آسونه، مثلِ دلِ مامان!
پن2- از هرچیزی نوع وحشیشو دوس دارم، تا رام شده : گلهای وحشی، ذهن وحشي، چشم وحشي!
پن3- با اینکه دکترا میگن چیز مهمی نیس، ولی این درد قفسه سینه شده تیک تاک ساعت عمرم . . .
پن4- میشکنم؛ علیرغم اینکه نشکن به نظرمیام!