تبليغاتX
طرلان
طرلان
شايد شبيه پرنده ای باشم؛ طرلان نام ...
مثبت هیژده (4) - خوابِ گناه!

بسم الله

پدرام می‌گفت: "ديشب توي خواب، خودمو در حال گناهي ديدم، عجيب لذت‌بخش! توی خواب یهو به خودم اومدم و فهميدم درحال گناهم، دست نگه‌داشتم و بي‌خيال شدم؛ هنوز خواب بودم. از دست‌دادن اون لذتِ خیلی شيرين، حالمو گرفت."

پ‌ن- ظاهر پدرام به این حرفا نمی‌خوره. واسه همین نمي‌دونم بايد بش حسودی کنم یا نه!؟ اما از یه طرف هم، فک می‌‌کنم آدم تو خواب، خودِ خودِ خودشه. همون ضمیر ناخودآگاه که می‌گن. شاید چون تو خواب، محدودیت‌های مادی وجود ندارن، تخیل آدم یا نفسش یا به قول روانشناسا "اگو"ش یا به قول خارجیا "سلف"ش، آزادانه رفتار می‌کنه. اینکه دیدم یکی تو خواب اینجوری پایبنده، برام منحصر به‌فرد بود. چیزی که تصور نمی‌کنم توی اون دوستاییم که شاید ظاهرشون خیلی علیه‌السلام‌تر! از پدرام باشه، بشه پیدا کرد. [ناراحت]

|+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط مهدی  |