تبليغاتX
طرلان
طرلان
شايد شبيه پرنده ای باشم؛ طرلان نام ...
غزلی از فاضل نظری
 

بسم الله

از کتاب اقلیت فاضل نظری یک غزل-كه اين روزها بدجوري در حال و هواي اين شعر هستم- انتخاب کردم و به یاد روزهای اول زندگی طرلان، اينجا آوردم:

این طرف مشتی صدف، آنجا کمی گِل ریخته
موج، ماهی های عاشق را به ساحل ریخته

بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره ایست
بعد از این در جام دریا ماه کامل ریخته

مرگ حق دارد که از ما روی برگردانده است
زندگی در کام ما زهر هلاهل ریخته

هرچه دام افکندم آهوها گریزان تر شدند!
حال، صدها دام ِ دیگر در مقابل ریخته

هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست
هرکجا پا می گذارم دامنی دل ریخته

عارفی از نیمه ی راه تحیر بازگشت
گفت: خون عاشقان منزل به منزل ریخته...

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت   توسط مهدی  |