بسم اللهمدتي قبل، وقتي فهمیدم استادِ سنتورم تو کنسرت علیرضا قربانی شرکت میکند، تصمیم
گرفتم هرطور شده شرکت کنم. چون هم صدای قربانیو دوست دارم، هم
استادمو! خلاصه با محمد و همسرش رفتیم تالار وحدت. برنامه به همت بنیاد
رودکی و به عنوان بزرگداشت رودکی برگزار شده بود. به خاطر همین، اشعار همه
تصنیفها از رودکی بود. صدای قربانی به همراه عود، رباب، ضرب، سنتور، نی،
تار و کمانچه و حتماً شعرای منحصر به فرد رودکی شب خوبی رو فراهم کرد.
اصلاً شاید این کنسرت باعث شد ایمانم به رودکی چندین برابر بشه. چشمم
دنبال استادم پشت سنتور میگشت که فهمیدم استاد رباب مینوازند. صدای وزوز
یکی از بلندگوها در اوج آواز و تحریرهای خواننده، امتیاز کنسرتو نصف کرده
بود. دو تا خانوم پشت سر من نشسته بودن. یکیشون قبل از شروع
برنامه گفت: آقا شما یه کم سرتو خم کن، تا ما هم بتونیم ببینیم. منم قبول
کردم و تا نصفههای کنسرت، همینجوری خمیده و خموده! نشسته بودم. وسطای
برنامه، برگشتم یه نگاه به عقب کردم. دیدم اون یکی خواب خواب!! اینم از
عوارض موسیقی سنتی!
پن- بعضی از ابیاتی که توی تصنیف از رودکی خونده شد:
به روز نیک کسان گفت، تا تو غم نخوری
بسا کسا که به روز تو آرزومند است
-
شنیده ام بهشت آنکسی میتواند یافت
که آرزو برساند به آرزومندی
هزار کبک ندارد دل یی شاهی
هزار بنده ندارد دل خداوندی
-
کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
ترش شوند و بتابند روزی اهل سوال
تورا که میشنوی طاقت شنیدن نیست
مرا که میطلبم خود چگونه باشد حال

آقای علی اکبر داداش زاده (استاد سنتورِ من) در کنار آقای علیرضا قربانی
اینجا و اینجا میتونین بقیه عکسا رو بینین.
|
+|
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت   توسط مهدی
|