تبليغاتX
طرلان
طرلان
شايد شبيه پرنده ای باشم؛ طرلان نام ...
نگاه (7) - فرسايندگي مصائب و اهميت بقا

بسم الله

یه بار اینجا راجه به مصیبت‌هایی که ذهن و روح و دیدگاه‌های آدمو شخم می‌زنه، حرف زدم. اومدم تو ادامه‌ش بگم که در مواجهه با اون‌جور مسائل و اتفاقات، دو حالت اتفاق میفته: یا تو جا می‌زنی و می‌شی یه آدمه دیگه، که همه اصول و اعتقادات و دیدگاهاشو از دست می‌ده یا اینکه نه، تو با چنگ و دندون ذهنیتای درست و بنیادیتو نگه می‌داری و بقیه دیدگاهات هم تعدیل و بازتولید می‌شن. توی حالت دوم که به نظر میاد بهتره، نباید انتظار داشته باشی این آدم ذهن و روح مرتب و رفرش و صددرصد بانشاطي براش مونده باشه. به هر حال روح و روانش یه سری آسیب، هر چند جزئی می‌بینه. مثلاً کوه به چی معروفه؟ به استقامت و پایداری و محکم بودن. این که کوه با گذشت هزاران سال، هنوز هست، مهمه؛ وگرنه همه‌مون توی جغرافیا خوندیم که کوه ها در اثر آب و باد و باران، دچار فرسایش و تغییر شکل می شن!

پ‌ن- شايد واسه همینه که معتقدم آدمی که خیلی رو خط‌کش راه می‌ره و هیچ عیب و ایرادی توی تفکرات و رفتارش نمی‌بینه، حتماً یه جای کارش می‌لنگه!

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت   توسط مهدی  |