تبليغاتX
طرلان
طرلان
شايد شبيه پرنده ای باشم؛ طرلان نام ...
روزانه‌نگاری (8) - بو کُن . . . بوی عیده

بسم‌الله

ماه اسفند واسه من محبوب‌ترین ماه ساله. بهترین هفته‌ی سال هم، هفته آخرِ اسفند. حیف که زود تموم می‌شه و یه دفعه عید میاد. یه جورایی تو این ماه یاد فرهاد میفتم... به خاطر بوی عیدیش:

بوی عیدی، بوی توت
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بوته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینها زمستونو سر میکنم
با اینها خستگی‌مو در میکنم!

پ‌ن- یه شعر جدید از علی بداغی :
کسی را عشق اگر لایق بداند
به امواج جنون در می‌کشاند

و نامش را -زلیخا را که دیدی!-
کنار نام یوسف می‌نشاند

|+| نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت   توسط مهدی  |