تبليغاتX
طرلان
طرلان
شايد شبيه پرنده ای باشم؛ طرلان نام ...
روزانه‌نگاري (4) - درس‌ مي‌گيريم
بسم‌الله

هفت‌هشت‌ده روزِ گذشته، بد گذشت، ولي به اندازه‌ي روزهاي بسيار بيشتري، درس يادم داد. و همين درس‌ها آنقدر وقتم را مي‌گرفت که فرصت نکنم به طرلان عزيزم برسم. اگر خدا بخواهد در روزهاي آينده جبران خواهم کرد و اگر خدا بخواهد از درس‌ها خواهم گفت و دوباره شاد خواهم بود و غماهنگ نيز؛ مثل سابق!

پ‌ن1- بعضي کامنتا چه خوب بود که خصوصي گذاشته‌ مي‌شدن! بدتر اينکه آدم خيلي مواقع، آش نخورده و دهن سوخته مي‌شه.

پ‌ن2- چيزي ندارم برايش بفرستم جز فاتحه‌اي ...

پ‌ن3- به دليل برخي مشکلات، فعلاً محمدامين عزيز، به جام مي‌ره انجمن و رياضي سوما رو درس مي‌ده. نمي‌دونم چرا اين اتفاقا وقتي ميفته که دو نفر به شاگرداي کلاسم اضافه شدن. اميد يه تصويربردار خوبه و ايمل يه عکاس خوب. خداکنه مشکلات حل شه به زودي. دلم از همين الان براي بچه‌ها تنگ شده.

پ‌ن4- خوشبختانه يا متأسفانه، طرلان هيچ "مخاطبِ‌خاص"‌ي ندارد!

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت   توسط مهدی  |