هفتهشتده روزِ گذشته، بد گذشت، ولي به اندازهي روزهاي بسيار بيشتري، درس يادم داد. و همين درسها آنقدر وقتم را ميگرفت که فرصت نکنم به طرلان عزيزم برسم. اگر خدا بخواهد در روزهاي آينده جبران خواهم کرد و اگر خدا بخواهد از درسها خواهم گفت و دوباره شاد خواهم بود و غماهنگ نيز؛ مثل سابق!
پن1- بعضي کامنتا چه خوب بود که خصوصي گذاشته ميشدن! بدتر اينکه آدم خيلي مواقع، آش نخورده و دهن سوخته ميشه.
پن2- چيزي ندارم برايش بفرستم جز فاتحهاي ...
پن3- به دليل برخي مشکلات، فعلاً محمدامين عزيز، به جام ميره انجمن و رياضي سوما رو درس ميده. نميدونم چرا اين اتفاقا وقتي ميفته که دو نفر به شاگرداي کلاسم اضافه شدن. اميد يه تصويربردار خوبه و ايمل يه عکاس خوب. خداکنه مشکلات حل شه به زودي. دلم از همين الان براي بچهها تنگ شده.
پن4- خوشبختانه يا متأسفانه، طرلان هيچ "مخاطبِخاص"ي ندارد!