عرفان نظر آهاری رو دوست دارم و عاشق شعرا و کتاباشم. قبلاً هم ازش اینجا یاد کردم و از کتابش، متنایی رو اوردم. این شعر خوب هم از ایشونه :
تو چه ساده ای و من، چه سخت
تو پرندهای و من، درخت.
آسمان همیشه مال توست
ابر، زیر بال توست
من، ولی همیشه گیر کردهام.
تو به موقع میرسی و من،
سالهاست دیر کردهام.
***
خوش به حال تو که میپری!
راستی چرا
دوست قدیمیات _ درخت را _
با خودت نمیبری؟
***
فکر میکنم
توی آسمان
جا برای یک درخت هست.
هیچ کس درِ بزرگِ باغِ آفتاب را
روی ما نبست.
یا بیا و تکهای از آسمان برای من بیار
یا مرا ببر
توی آسمان آبیات بکار.
***
خواب دیدهام
دستهای من
آشیانه تو میشود.
قطره قطره قلب کوچکم
آب و دانه تو میشود.
میوهام:
سیب سرخ آفتاب.
برگهای تازه ام:
ورق ورق
نور ناب.
***
خواب دیدهام
شب، ستارهها
از تمام شاخههای من
تاب میخورند.
ریشههای تشنهام
توی حوض خانه خدا
آب میخورند.
***
من همیشه
خواب دیدهام، ولی ...
راستی، هیچ فکر کردهای
یک درخت
توی باغ آسمان
چقدر دیدنی ست!
ریشههای ما اگرچه گیر کرده است
میوههای آرزو، ولی
رسیدنی ست.
پ ن- در مواجهه با مشکلات بزرگ و به عبارتی در کنار اومدن با مصائب، اگه مقاومت کنی، محکمتر از قبل میشی. ولی در عوض سختتر هم میشی. شاید مثل درخت! درسته که آستانه تحملت میره بالا، ولی در عوض آستانه تحریکت هم میره بالا. دیگه به این راحتیا به کسی اعتماد نمیکنی. ولی گاهی یه پرنده، میتونه حتي اعتماد يه درختو هم براي پرواز جلب کنه و هوس پروازو تو سرش بندازه ...