تبليغاتX
طرلان
طرلان
شايد شبيه پرنده ای باشم؛ طرلان نام ...
شاعرانه (3) - از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار

بسم‌الله

غزل‌های فاضل نظری در میان غزل‌هایی که دیدگاه‌های رایج را، در موضوعات مختلف، نقد می‌کنند، کم‌نظیرند. تمثیلات و استعاره‌های بدیع، در شعرهای او فراوانند. اولین بار سال 82 از طریق مهدی با شعرای فاضل آشناشدم. با همان غزل که با "از باغ می‌برند چراغانیت کنند...تا کاجِ جشن‌های زمستانی‌ات کنند" آغاز می‌شود. قبلاً یک بار اینجا، یک بار هم اینجا از فاضل نظری یاد کرده‌ام. این غزل هم یکی از بهترین‌هایش:

هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا بیزار

زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار

اگر چه می‌گذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر، من از شما بیزار

به مسجد آمد و نا امید برگشتم
دل از مشاهده‌ی تلخی ریا بیزار

صدای قاری و گلدسته‌های پژمرده
اذان مرده و دل‌های از خدا بیزار

به خانه‌ام بروم؟! خانه از سکوت پر است
سکوت می‌کند از زندگی مرا بیزار

تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!
از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت   توسط مهدی  |